واژگان TOEIC

۲٬۵۰۰ واژه و عبارت · 21 موضوع

بازگشت به فهرست واژه‌ها

واژگان عمومی محیط کار و کاربردی / Word-Form Families

frequent

adj.L1 اصلیB1

频繁的;经常发生的

تعریف انگلیسی happening often or at short intervals

با پاسخ دادن باز کنید

در نبرد دوستانه، حالت رتبه‌بندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.