راهبرد کسبوکار، پروژهها، عملکرد و تحول سازمانی / Projects
coordinate
协调;统筹
تعریف انگلیسی
to organize people, tasks, and timing so that they work together effectively
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.