ساخت، تولید و تأمینManufacturing, Production & Supply
assemble
v.L1 اصلیB2
装配;组装
تعریف انگلیسی to fit separate parts together to make a complete product
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.