ساخت، تولید و تأمین
halt production
v.L3 گسترشB2
停止生产;中止生产
تعریف انگلیسی to stop making goods, either temporarily or completely
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.