عملیات دفتر و امور اداری / Administrative Tasks
arrange
make plans or preparations for something in advance
安排;筹备
تعریف انگلیسی
to make plans or preparations for something before it happens
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.