واژگان عمومی دانشگاهی و کاربردیGeneral Academic & Functional Vocabulary
frequently
adv.L1 اصلیB2
经常;频繁地
تعریف انگلیسی often or on many occasions
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.