تاریخ، باستانشناسی و تمدنها
shard
n.L3 گسترشC1
碎片;陶片;玻璃碎片
تعریف انگلیسی a sharp broken piece of a hard material such as glass or pottery
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.