جامعهشناسی، انسانشناسی و جمعیتشناسی / Institutions
institutionalize
使制度化;使某种做法成为稳定的制度安排
تعریف انگلیسی
To make a practice or arrangement an established and lasting part of an organization or society.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.