سلامت، پزشکی و زیستشناسی انسانHealth, Medicine & Human Biology
drowsy
adj.L1 اصلیB2
困倦的;昏昏欲睡的
تعریف انگلیسی feeling sleepy and less alert than usual
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.