واژگان عمومی دانشگاهی / Policy & Action
coordinated
协调一致的;经过组织使不同人员、行动或服务有效配合的
تعریف انگلیسی
organised so that separate people, actions, or services work together effectively
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.