monitor
监测;持续检查某种情况,以追踪变化、表现或风险
تعریف انگلیسی to observe and check a situation regularly in order to track change, performance, or risk
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.