implement
实施;把已批准的计划、决定、政策或制度付诸实际运行
تعریف انگلیسی to put an approved plan, decision, policy, or system into practical operation
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.