component
组成部分;与其他部分结合构成较大系统或整体的一个功能性部分
تعریف انگلیسی one functional part that combines with others to form a larger system or whole
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.