constraint
制约条件;限制;计划、决策或过程必须在其范围内运行的限制因素
تعریف انگلیسی a limit or restriction within which a plan, decision or process must operate
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.