غذا و سبک زندگی
desk-bound
adj.L3 گسترشC1
长期伏案的;工作中大部分时间坐在桌前的
تعریف انگلیسی requiring someone to spend most working time seated at a desk
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.