انگلیسی کاربردی عمومیGeneral Functional English
stop
v.P1 اصلی و پرکاربردA1
停止做;停下
تعریف انگلیسی To finish doing an activity that was continuing.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.