انگلیسی کاربردی عمومیGeneral Functional English
try
v.P1 اصلی و پرکاربردA2
努力;试图;设法
تعریف انگلیسی To make an effort to do something.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.