انگلیسی کاربردی عمومیGeneral Functional English
impossible
adj.P1 اصلی و پرکاربردB1
不可能的;做不到的
تعریف انگلیسی Not able to happen or be done.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.