worried
Concerned about a problem
担心的;发愁的
تعریف انگلیسی Unhappy because you keep thinking about a problem or something bad that may happen.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.