bored
Feeling no interest
感到无聊的;厌烦的
تعریف انگلیسی Unhappy because an activity is not interesting or you have nothing to do.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.