مسکن، اجاره و تعمیرات
move
v.P1 اصلی و پرکاربردB1
搬家;迁居
تعریف انگلیسی To leave one home and start living in another.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.
۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع
菜单
消息;留言;口信
米
午夜;半夜十二点
可能;也许
奶;牛奶
分钟
镜子
想念;思念
错过火车;没赶上火车
不见了的;缺失的
错误;差错
片刻;一会儿
星期一;周一
钱
月;月份
早晨;上午
大多数;大部分
母亲;妈妈
山;高山
嘴;口腔
搬家;迁居
移动;挪动
搬入;搬进新家
搬出;搬走
挪动家具
电影
电影院
许多;大量(接不可数名词)
音乐
مسکن، اجاره و تعمیرات
搬家;迁居
تعریف انگلیسی To leave one home and start living in another.
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.