واژگان انگلیسی روزمره

۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع

بازگشت به فهرست واژه‌ها

کار و مبانی محیط کار / Tasks

duty

thing you must do as part of a job

n.P2 ارزشمند در موقعیت‌های رایجB1

职责;工作任务

تعریف انگلیسی

Something you are expected to do as part of your job.

با پاسخ دادن باز کنید

در نبرد دوستانه، حالت رتبه‌بندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.