واژگان انگلیسی روزمره

۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع

بازگشت به فهرست واژه‌ها

خانه و کارهای خانه / Cleaning

dirty

adj.P1 اصلی و پرکاربردA1

脏的

تعریف انگلیسی

With dirt or unwanted marks on it.

با پاسخ دادن باز کنید

در نبرد دوستانه، حالت رتبه‌بندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.