خانه و کارهای خانهHome & Household
clean
adj.P1 اصلی و پرکاربردA1
干净的
تعریف انگلیسی Without dirt on it or in it.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.
۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع
椅子
干净的
打扫;清洁
钟
关门
请进。
书桌;办公桌
餐厅;饭厅
脏的
在楼下;往楼下
地板;室内地面
钥匙
厨房
客厅
开窗
房间
桌子
在楼上;往楼上
洗;清洗
上午;用于午夜至中午之前的钟点
在……之后
下午
总是;每次都
在……之前
刷牙
忙的;忙碌的
日期
天;一日
早;提前
傍晚;晚上