خانه و کارهای خانه
mirror
n.P1 اصلی و پرکاربردA2
镜子
تعریف انگلیسی A shiny surface in which you can see yourself.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.
۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع
菜单
消息;留言;口信
米
午夜;半夜十二点
可能;也许
奶;牛奶
分钟
镜子
想念;思念
错过火车;没赶上火车
不见了的;缺失的
错误;差错
片刻;一会儿
星期一;周一
钱
月;月份
早晨;上午
大多数;大部分
母亲;妈妈
山;高山
嘴;口腔
搬家;迁居
移动;挪动
搬入;搬进新家
搬出;搬走
挪动家具
电影
电影院
许多;大量(接不可数名词)
音乐
خانه و کارهای خانه
镜子
تعریف انگلیسی A shiny surface in which you can see yourself.
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.