واژگان انگلیسی روزمره

۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع

بازگشت به فهرست واژه‌ها

مشکلات، شرایط اضطراری و کمک کاربردی / Reporting Problems

broken

damaged so that something cannot be used normally

adj.P1 اصلی و پرکاربردA2

坏了的;损坏的

تعریف انگلیسی

damaged or not working as it should

با پاسخ دادن باز کنید

در نبرد دوستانه، حالت رتبه‌بندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.