مشکلات، شرایط اضطراری و کمک کاربردیProblems, Emergencies & Practical Help
broken
adj.P1 اصلی و پرکاربردA2
坏了的;损坏的
تعریف انگلیسی damaged or not working as it should
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.