غذا، آشپزی و غذا خوردن بیرونFood, Cooking & Eating Out
set the table
v.P2 ارزشمند در موقعیتهای رایجB1
摆好餐具;布置餐桌
تعریف انگلیسی To put plates, knives and other things on a table for a meal.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.