انگلیسی روزمره

۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع

واژگان (۲٬۲۴۵)

غذا، آشپزی و غذا خوردن بیرونFood, Cooking & Eating Out

hungry

adj.P1 اصلی و پرکاربردA1

饿的

تعریف انگلیسی Wanting or needing to eat.

با پاسخ دادن باز کنید

در نبرد دوستانه، حالت رتبه‌بندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.