غذا، آشپزی و غذا خوردن بیرون
raw
adj.P2 ارزشمند در موقعیتهای رایجB1
生的;未煮熟的
تعریف انگلیسی Not cooked.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.
۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع
素色的;无花纹或装饰的
种植;栽种
儿童游乐场;操场
请随手关门。
请让我把话说完。
有礼貌的;客气的
污染
位置;方位
明信片
磅(重量单位)
演示讲解;口头报告
打印
打印机
奖;奖品;奖金
进步;进展
读出;发音
发音;读法
公共的;由政府提供的
公共假日;法定假日
扑灭;熄灭
张贴;挂起(供展示)
把手机调成静音
益智题;拼图游戏
学历;资格;资质证明
话少的;不爱说话的;沉默的
生的;未煮熟的
朗读;读出声
接待员;前台工作人员
食谱;做法
回收利用;把……送去回收
غذا، آشپزی و غذا خوردن بیرون
生的;未煮熟的
تعریف انگلیسی Not cooked.
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.