انگلیسی روزمره

۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع

واژگان (۲٬۲۴۵)

غذا، آشپزی و غذا خوردن بیرونFood, Cooking & Eating Out

fresh

adj.P2 ارزشمند در موقعیت‌های رایجA2

新鲜的

تعریف انگلیسی Recently made or picked food that has not been frozen or dried.

با پاسخ دادن باز کنید

در نبرد دوستانه، حالت رتبه‌بندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.