fresh
Recently made or picked and still good to eat
新鲜的
تعریف انگلیسی Recently made or picked food that has not been frozen or dried.
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.