برنامهٔ روزمره، زمان و زمانبندی
on time
adv.P1 اصلی و پرکاربردA2
准时;按时
تعریف انگلیسی at the time that was planned or expected
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.