برنامهٔ روزمره، زمان و زمانبندی / Appointments
arrange
make plans so that an event or meeting can happen
安排;筹备
تعریف انگلیسی
to make plans so that something can happen
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.