واژگان انگلیسی روزمره

۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع

بازگشت به فهرست واژه‌ها

برنامهٔ روزمره، زمان و زمان‌بندی / Plans

busy

having things to do and little free time

adj.P1 اصلی و پرکاربردA1

忙的;忙碌的

تعریف انگلیسی

having many things to do

با پاسخ دادن باز کنید

در نبرد دوستانه، حالت رتبه‌بندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.