برنامهٔ روزمره، زمان و زمانبندی / Plans
busy
having things to do and little free time
忙的;忙碌的
تعریف انگلیسی
having many things to do
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.