برنامهٔ روزمره، زمان و زمانبندی
often
adv.P1 اصلی و پرکاربردA1
经常;常常
تعریف انگلیسی many times
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.
۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع
十九
九十
不;不是;没有
不再
没有人;谁也不
不客气;没什么(回应感谢)
禁止吸烟。
不用了,谢谢
噪声;响声
吵闹的;嘈杂的
一个也没有;一点也没有
正午;中午十二点
北;北方
鼻子
不太;倒也不是
还没有。
笔记;记录
没有什么;什么也没有
长篇小说
现在;此刻
数量;个数
数;数字
护士
……点整
当然可以;当然愿意
主动提出做……
主动提出给予;表示愿意提供
主动提供;提议给予的帮助或东西
办公室;办公楼
经常;常常
برنامهٔ روزمره، زمان و زمانبندی
经常;常常
تعریف انگلیسی many times
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.