برنامهٔ روزمره، زمان و زمانبندی
once a week
adv.P1 اصلی و پرکاربردA2
每周一次
تعریف انگلیسی one time in every week
با پاسخ دادن باز کنید
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.
۲٬۲۴۵ واژه و عبارت · 21 موضوع
好的;行(接受安排或指示)
……岁的
在……上;贴在……表面
着火的
在打折;正在降价出售
正在通话;通过电话交谈
准时;按时
在你的左手边
一次
每周一次
一;一个
一个;那个(替代前面已知的可数名词)
一居室公寓;有一间卧室的公寓
单程票
在网上;在线
网上购物;网购
只有;仅仅(数量)
独生子女
营业的;开放的
二十四小时营业的;全天开放的
打开文件
开窗
意见;看法
在……对面
或者;还是
橙色的;橘黄色的
点餐订单;所点的餐食
点(餐);点(饮料)
订单号
其他的;别的
برنامهٔ روزمره، زمان و زمانبندی
每周一次
تعریف انگلیسی one time in every week
در نبرد دوستانه، حالت رتبهبندی یا تمرین انفرادی به سؤالی شامل این واژه پاسخ دهید تا اطلاعات کامل آن باز شود.